کاش باران بودم تاغبار غمهایتزا می شستم کاش نسیم بودم
تا صورتت رانوازش می کردم کاش گل بودم
تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم
|
عاشق ترین مرد دنیا چرا ؟ عاشق همیشه تنها می ماند ؟ چرا به همدیگر نمی رسند چرا ؟چرا؟
|
||
|
کاش باران بودم تاغبار غمهایتزا می شستم کاش نسیم بودم تا صورتت رانوازش می کردم کاش گل بودم تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مهر 1388 توسط هدایت
بخاطر من به خاطرمن نروبه شونه هام تکیه کن بغضتوبشکن اروم بشین پیشم گریه کن خسته نشو که این جاآدم مهربون نیست ستاره بخختمون تو اوج کهکشون نیس به خاطرمن بمون بهخاطرت میمونم فقط یه غم می مونه توقلب من همیشه به خاطرمن بخون صدات شبیه دریاس لحن طلایی توخودش برام یه دنیاس تحملت کجارفت چاره تو سفر نیس تو دنیامون هیچ کسی از من دیوونه ترنیس نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم شهریور 1388 توسط هدایت
فرشته
آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بدباشه مگه فرشته هم بده؟ میگن دسای نازتو مهمون دستای دیگس یه شب تو دستای منه فرداولی جایی دیگس میگن تو راست نگفتی که تا آخرش مال منی چشمای رنگ عسلت دنبال چشمای دیگست این وراون ور شنیدم تازگیا زیاد میری همیشه بامن نمیای باهرکی پیش بیاد میری نمیگی که این جا یکی روزو شبش به فکرته بامن غریبی میکنی هرچی بگم نمی دونی حس میکنم خسته شدی می خوای منو برنجونی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط هدایت
غروب داشت می بارید نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم مرداد 1388 توسط هدایت
مگه از تو بهترم پیدامیشه مگه عشقت تو ترانه جا میشه از نگاهت ترانه من آب میشه نباشی نقاشیام خراب میشه واسه آسکار طلاترین نگاه همیشه چشم تو انتخاب میشه اسم تو روخط مشق دفتراس روی بال عاشق کبوتراس دل من زمینی واسیروتنگ قلب تو لطیف و اهل اون وراس ماه به دستای تو بوسه می زنه مژه تو آسمونو میشکنه همه فهمیدن که از برق نگاهت اون بالاشهر ستاره روشنه قلبمو دادم دس چشای تو نفسم می یاد فقط برای تو غصه واخمتو بسپر دس من تا خودم گریه کنم به جای تو
تقدیم به تمام دوستان خودم نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط هدایت
|
||