با سلام دوست عزیز امیدوارم خوش وخرم باشید دوستان مرا در امر وبلاک نویسی کمک کنید راستی نظر یادتون نره
منوی اصلی

سلام دوستان من ایوب هستم 24سال سن دارم امیدوارم که همگی درسایه ی خداوند زندگی کنند. این ای دی من است عاشق رنگ ابی هستم new.chateram من هست به این پی ام بدید id
دوستان عزیز نظری درباره وبلاک داشید بگید برام 09354797316 با تشکر مدیر وبلاگ هدایت

صفحه اصلی
عناوین مطالب
تماس با ما
پروفایل
تغییر رنگ قالب
برچسب‌ها وب
نویسندگان
:. تاریخ : شنبه هفتم تیر 1393 :. نویسنده : هدایت


بهترین دوست اون دوستی كه بتونی باهاش روی یك سكو ساكت بنشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس كنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی. ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی‌دونیم، ولی در عین حال تا وقتی كه چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی‌دونیم چیزی را از دست دادیم. اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كه اون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده. در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد، در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت و در یك روز میشه عاشق شد ولی یك عمر طول میكشه تا كسی رو فراموش كرد. دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه. دقایقی توی زندگی هستن كه دلت برای كسی اونقدر تنگ میشه كه میخوای اونو را از رویات بیرون بكشی و توی دنیای واقعی بغلش كنی. رویایی رو ببین كه میخوای. جایی برو كه دوست داری. چیزی باش كه میخوای باشی. چون فقط یك جون داری و یك شانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی. آرزو می‌كنم به اندازه كافی شادی داشته باشی تا خوش باشی، به اندازه كافی بكوشی تا قوی باشی، به اندازه كافی اندوه داشته باشی تا یك انسان باقی بمونی و به اندازه كافی امید تا خوشحال بمونی. همیشه خودتو جای دیگران بگذار، اگر حس میكنی چیزی ناراحتت میكنه، احتمالاً دیگران را آزار میده. شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن. شادی برای اونایی كه گریه می‌كنن و یا صدمه می‌بینن زنده است. برای اونایی كه دنبالش میگردن و اونایی كه امتحانش كردن. چون فقط اینها هستن كه اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن. عشق با یك لبخند شروع میشه، با یك بوسه رشد میكنه و با یك اشك تموم میشه. روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شكل میگیره. نمیشه تا وقتی كه دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری. وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه می‌كردی و بقیه می‌خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كن


برچسب‌ها: عشق عاشقی
:. تاریخ : جمعه ششم دی 1392 :. نویسنده : هدایت



درست وقتی حس میکنی خسته ای ... یا هیشکی نمیفهمه چی میکشــی

خدا خستـــــــــــگی هاتو میبینه و ... نمیذاره یــــــک لحظه تنها بشــــــــــی

چرا دلــــــهره داری و ســـــــاکتی ... ببین قلــــــبت از شوق خوندن پـُـــــــره

کسی که خـــــدا رو داره تو دلــــــش ... بلند میشه وقتی زمین میخــــــــــوره

 

:. تاریخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 :. نویسنده : هدایت


:. تاریخ : سه شنبه هفتم آبان 1392 :. نویسنده : هدایت


گفته بودم: لب تر کنی میمیرم برات..!

اما...

نه در این حد...

که لب هایت با لب های دیگری تر شود..!!!

حالا برو بمیر...

 

دلم برات تنگ شده خودت میدونی با کی هستم ....

امشب حالم خوب نیست تو حالت عادیم نیستم...

هر جا هستی  خودتو برسون چشمام باز نمیشه...




برچسب‌ها: گفته بودم عاشق
:. تاریخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 :. نویسنده : هدایت




شعرهای جدید و قشنگ تنهایی

دلم یخ میزند گاهی دراین سرمای تنهایی

شبم قندیل میبندد از این یخ های تنهایی

قلم آهسته می راند بر این خط بلند اما

گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی


برچسب‌ها: عاشق, عشق
:. تاریخ : سه شنبه یازدهم تیر 1392 :. نویسنده : هدایت



دست نوشته های تنهایی

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم زیرا که خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم زیرا انتظار کشیدنم را پنهان خواهد کرد


برچسب‌ها: تنهایی
:. تاریخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 :. نویسنده : هدایت




شعر فوق العاده قشنگ تنهایی

در غم عشق نبودی و محبت کردی

این هم از لطف شما بود و نمی‌دانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو

عهد ما عهد جفا بود و نمی‌دانستیم

رنج بی‌عشقی و تنهایی و بی‌مهری یار

همه تقدیر خدا بود و نمی‌دانستیم


برچسب‌ها: رفیق
:. تاریخ : جمعه سی و یکم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگ

اگر حقیقت است بیا من شکسته ام بی سنگ

مرا تو ساده بکش با تمام سادگی ام

و تلخ و تلخ و تکیده ولی کمی پر رنگ

مرا به رنگ روشن صد التماس تیره بکش

کنار کوچه بن بست و خالی از آهنگ

اگر تو معنی پرپر زدن ندانستی

پرنده ای بکش و یک قفس ولی دل تنگ

قرار هر دوی ما بر مدار ماندن بود

ببین که بی قرار توام هنوز بی نیرنگ

مرا تو خسته بکش، پاره کن شکسته بکش

شکسته از دل سنگی و خسته از دل تنگ


برچسب‌ها: شنیدم, عاشق
:. تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



رنگین کمان آسمان عشق دور از تو رنگین نیست

 

آئینه ها دور از تو می گریند احساس ها رنگ غم و اندوه می گیرند

 

گلهای گلدان ها از شرم میمیرند

 

در یای شعرم بی تو می خشکد

 

در وسعت این دشت پهناور دور از تو خاری هم نمی روید

 

آهنگ ها غمگین آغازها پایان

 

معراج ها در خاک ای شرقی زیبا

 

رنگین کمان عشق

 

دور از تو رنگین نیست


برچسب‌ها: رنگین کمان, یکی, عاشق
:. تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



 

غیر دل چیزی ندارم ، که بدونم لایق تو

دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم

با تموم بی پناهی ، به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد ، همه زجری که کشیدم

همه رو به جون خریدم ،ولی از تو نبریدم

هر جا بودم با تو بودم ، هر جارفتم تو رو دیدم

تو سبک شدن ،تو رویا ، همه جا به تو رسی

اگه احساسمو کشتی ، اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت ، به غریبه سر سپردی

بدون اینو که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست اینور دنیا که تو یادش مونده اسمت


برچسب‌ها: قیمت} عاشق, یکی, صدا
:. تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



 یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز بیادش هستم ولحظات سرد

زندگیم را با گرمای عشق اومیگذرانم

کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید

و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم

یکی رادوست دارم بیشتر از هر کسی

همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد

یکی رادوست دارم که میدانم او دیگر برایم یکی نیست

او برایم یک دنیاست!

یکی را برای همیشه دوست دارم کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا!

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگیش پریشانم

یکی را تا ابد دوست دارم کسی که  هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست

که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم؛کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید

و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش سوی دیگری بود

اری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است

از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است

یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد!

نمیداند که چقدر دوستش دارم نمیفهمد که او تمام زندگی من است

یکی را با همین قلب شکسته ام با تمام احساسم بی بهانه دوست دارم

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست

هنوز در تکه های شکسته این قلب عاشقم جای دارد

یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم

کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمیدارد

یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما..........................من!

 


برچسب‌ها: یکی
:. تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



دلمو بردی باز از نو،دیگه چی میخوای؟

دار و ندارم مال تو دیگه چی میخوای؟

برو بذار بسوزم،با بی کسیهام

برو بذار بمونم با دلواپسی هام

هیچی نپرس فقط برو،ولی فراموشم نکن

شمعمو آب میشم به پات،برو و خاموشم نکن

یه روز اگه ورق زدی دفتر خاطرات رو

یادت بیاد قلب منو،میشینه چشم به راهه تو

آره برو ولی بدون،اینجا یکی میمرد برات

باور نکردی عشقشو اگه قسم میخورد برات

میری فقط یادت باشه اینو عزیز

اشک ذلالتو جلو چشم غریبه ها نریز

هیچی نپرس فقط برو،ولی فراموشم نکن

شمعمو آب میشم به پات،برو و خاموشم نکن!


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت




خیال دلکش پرواز در طراوت ابر

به خواب می ماند.

پرنده در قفس خویش

خواب می بیند.

پرنده در قفس خویش

به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد .

پرنده می داند

که باد بی نفس است

و باغ تصویری است .

پرنده در قفس خویش

خواب می بیند .

هوشنگ ابتهاج


برچسب‌ها: عشق
:. تاریخ : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت




هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم 


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت




قول داده اَم…
گاهـــی
هَر اَز گاهـــی
فانـــوس یادَت را
میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره
میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم
اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…
خیالَت راحَت !


برچسب‌ها: قول
:. تاریخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



نوشته بود ” ذهن تو مریض است”
نه رفیق بیا ذهن های مریض را برایت معنی کنم!
ذهن مریض آنیست که بهانه شلوغی واگن مترو و به بهانه ترمز خودش را به زن ها میمالد !
ذهن مریض آنیست که به بهانه جا نبودن در اتوبوس خودش را به زنها میچسباند!
ذهن مریض آنیست که وقتی دختری کنار خیابان در انتظار تاکسی است قیمت میپرسد!
ذهن مریض آنیست که شیطنت خاص زنان را فاحشه گری میداند!
ذهن مریض آنیست کوچکترین لبخند یک زن را درخواست س ک ‪.‬س میداند!
اینجا مرد هایش از کمبود همه را فاحشه میدانند جز مادر و خواهر خویش


برچسب‌ها: قیمت
:. تاریخ : جمعه دهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت


 

 

 

راستی خدا

دلم هوای دیروز را کرده

هوای روزهای کودکی را

دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم

آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد

دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم

الفبای زندگی را

میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند

دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان

هر چه میخواهید بکشید

این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو

دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم

آن را نچینم

دلم میخواهد

می شود باز هم کودک شد؟؟

راستی خدا!

دلم فردا هوای امروز را می کند


برچسب‌ها: راستی
:. تاریخ : پنجشنبه نهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



دوست می دارمـش … امـّـا …
می تـرسم بـگویــم و بگـویـد : ” مرسـی !! ”
یــا بگویـد بـه این دلـیـل و آن دلـیـل دوسـتـم نـدارد …
یــا چـه می دانـم …
مثـل خیـلیـهـا بگـویـد لیـاقـتـم بـیـشـتـر از این حرفـهاسـت …
می تـرسـم از اینــکـه
هـرچـیـزی بـگویـد جُـز :
” مــَــن هـم دوسـتت دارم … ”


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : پنجشنبه نهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت




قول داده اَم…
گاهـــی
هَر اَز گاهـــی
فانـــوس یادَت را
میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره
میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم
اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…
خیالَت راحَت 


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : پنجشنبه نهم خرداد 1392 :. نویسنده : هدایت



بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد .. بی هیچ ردّی از خدا رو خاک
من سال‌ها عاشق شدم بی او .. یک حسِ بی تفسیر وحشتناک

:. تاریخ : سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 :. نویسنده : هدایت



به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به عشقم بدهم

خورشید  گفت: دستانش گرمای مرا دارند.


                   به اسمان گفتم : پاکی ات را به من بده

        گفت: چشمانش پاکی مرا دارند.


                از دشت سبزی زندگی ات را خواستم

اما دشت گفت: زندگی عشقت سبز تر از من است.


          از دریا بزرگی و ارامشش را خواستم

گفت: قلب عشقت به اندازه اقیانوس است و ارامشت نیز.


                 از ماه تابندگی صورتش را خواستم

گفت: وقتی عشقت را نگاه میکنم خجل میشوم.


                به فکر فرو رفتم من در مقابل دستان گرمت, چشمان پاکت ,

سبزی زندگی ات,


                  بزرگی و ارامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه

کنم جز...


                      این...

بگیر نترس ,می تپد برای تو نازنین من،

و من چیزی ندارم جز قلبم




عاشقتم نازنین من

عاشقتم با بند بند وجودم

تویی همه دار و ندارم

تویی دلیل بودنم

تویی دلیل نفس کشیدن من

پس باش تا باشم

باش تا زنده بمونم

بمون تا همیشه

حتی همیشه هم کمه

میخوام بیشتر از همیشه با من باشی

خیلی بیشتر


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : جمعه بیست و سوم فروردین 1392 :. نویسنده : هدایت


کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،

حرف هایم حرف است،

خنده هایم، خنده هایم حرف است.

کاش می دانستی،

می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.

کاش می دانستی، کاش می فهمیدی،

کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند،

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند.

من کمی زودتر از خیلی دیر،

مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد.

تو نترس، سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد.

کاش می دانستی،

چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت،

در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست.

تازه خواهی فهمید، مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست.


برچسب‌ها: کاش
:. تاریخ : سه شنبه بیستم فروردین 1392 :. نویسنده : هدایت


ماه از درونِ شب به زمین فحش می‌دهد
تکرار می‌شود همه‌چیزی به رنگِ زرد

بنگر؛ آغوشِ خنده به رویم شکسته‌است
از شاخه‌های درختی که کشته شد
“تابوتِ مردنِ پرواز” زنده‌است
دیگر همیشگی شدنِ شعر مرده‌است.
٭
از خویش خسته‌ام

هر چیزِ تازه در دلِ من می‌شود سیاه
هر رنگِ تازه در نظرم می‌شود تباه
هر روز می‌شکند ریسمانِ من
هر روز
پاره می‌شود ایمانم از گناه
٭
از هم گسسته‌ام

هر چیزِ خوب تو گویی دروغ بود
حتی ستاره‌های یخی نیز
مرده‌اند
دیگر ادامه‌ی این راه بسته‌است
حتی خدای من امروز
خسته‌است.


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت


یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟

:. تاریخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت


در عشق عذرخواهی کردن نشانه ی منت کشی یا کم اوردن نیست
نشانه ی علاقه است پس به خاطر عشق گذشت کن . گذشت.

بزرگترین هدیه ایی
که میتوان به کسی داد ،
زمان است !
هنگامیکه برای یکنفر وقت میذاری ،
قسمتی از زندگیت را به او دادی ….
که باز پس نمیگیری … !!!

دلمان که میگیرد ، تاوان لحظه هاییست که دل می بندیم

بعد از بگو مگو ؛
اونی که اول معذرت خواهی‌ کنه شجاع ترینه ،
اونی که اول می‌بخشه قوی ترینه …
اونی که زودتر فراموش می‌کنه خوشبخت ترینه … !!!

بـا تــ♥ــو ..

میشــه با خیــــالـِ راحتـــــ .. ♡ عاشـقــی ♡ کــــر
برچسب‌ها: عذر خواهی
:. تاریخ : جمعه هجدهم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت


  ازهمان روزی که دست حضرت قابیل گشت


 ازهمان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل

ازهمان روزی که فرزندان آدم ،زهر تلخ دشمنی درخونشان جوشید

آدمیت مرده بود                                   گرچه آدم زنده بود

ازهمان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

ازهمان روزی که باشلاق و خون دیوار چین راساختند

آدمیت مرده بود   

 بعد هی دنیا پراز آدم شد واین آسیاب گشت وگشت

  قرن ها ازمرگ آدم هم گذشت             اما دریغ آدمیت برنگشت

قرن ما روزگار مرگ انسانیت است        سینه دنیا زخوبی ها تهی ست

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست    

قرن موسی چمبه هاست

من که از پژمردن یک شاخه گل ، ازفغان یک قناری درقفس،

ازنگاه کودکی بیمار، ازغم یک مرد درزنجیر حتی قاتلی بردار

اشک در چشمان و بغضم درگلوست

وندراین ایام زهرم درپیاله زهرمارم درسبوست مرگ اورا ازکجاباورکنم؟

صحبت ازپژمردن یک برگ نیست،وای جنگل رابیابان می کنند

    دست خون آلود را درپیش چشم خلق پنهان می کنند             

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

فرض کن یک شاخه گل هم درجهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود ازروز نخست

درجهانی سوت و کور

                        درمیان مردمی با این مصیبت ها صبور 

  صحبت ازمرگ محبت مرگ گل             

گفت وگو ازمرگ انسانیت است. 


برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : یکشنبه ششم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت



یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...

 

از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می دیدم

 

پشت سر همه غریبه ، روبروم دیدم فریبه

 

اما فکر کردم کنارم...

 

شونه های یک رفیقه

 

داشتم اشتباه میکردم.

 

تو رفیق من نبودی ، من تا آخر با تو بودم...

 

تو از اولم نبودی

 

داشتم اشتباه می کردم...

 

که تموم زندگیمو من به دستای تو دادم

 

حالا اینجا تک و تننها... برگ خشک بی درختی، غرق بادم

 

نوش جونت اگه بردی

 

نوش جونت هرچی خوردی

 

تورو هیچ وقت نشناختم...

 

نوش جونم اگه باختم.

 

تو منو ساده گرفتی.

 

زدی رفتی مفتی مفتی

 

اما اون روز رو می بینم که به زانوهات می افتی...

 

تو به زانوهات می افتی...!


برچسب‌ها: رفيق
:. تاریخ : پنجشنبه سوم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت


آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

 

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای


برچسب‌ها: آدم ها
:. تاریخ : سه شنبه یکم اسفند 1391 :. نویسنده : هدایت



دختر: تو واقعا منو دوست داری؟

پسر:البته که دوست دارم

دختر: یه بار دیگه بهم بگو

پسر: من دوباره اونو نمی گم

دختر: چرا؟

پسر: چون...

دختر: من فقط می خوام که تو اون کلمات را دوباره بهم بگی...

پسر: من نمی تونم...

دختر آهسته شروع کرد به گریه کردن و گفت: پس تو منو دوست نداری...

آن دو در سکوت به راه رفتن ادامه دادند. وقتی که به خانه ی دختر رسیدند دختر دوباره گفت : را؟

پسر: آیا تو واقعا می خوای بدونی چرا؟

دختر(باتردید) : آره...

او دختر را با مهربان در آغوش گرفت، نوک دماغش را بوسید و گفت:چون این سه کلمه برای بیان عشق من کافی نیست...



برچسب‌ها: عاشق
:. تاریخ : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 :. نویسنده : هدایت



صدام کن
اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه تو ام
صدام کن
اگه ………..
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن


برچسب‌ها: صدا
امکانات وب

تماس با ما